Get Mystery Box with random crypto!

شعر عاشقی

لوگوی کانال تلگرام fazzaz — شعر عاشقی ش
لوگوی کانال تلگرام fazzaz — شعر عاشقی
آدرس کانال: @fazzaz
دسته بندی ها: دستهبندی نشده
زبان: فارسی
مشترکین: 152
توضیحات از کانال

عاشقی بیا تو
ایدی مدیر=nima471383@
ایدی مدیر 2=Miladdani@
لینک کانال=fazzaz@

Ratings & Reviews

4.00

2 reviews

Reviews can be left only by registered users. All reviews are moderated by admins.

5 stars

1

4 stars

0

3 stars

1

2 stars

0

1 stars

0


آخرین پیام ها

2018-07-02 18:10:23 کآمله‍ ویص بالا ^^
#awli
@LoOve_hidden
819 views_Fatemeh/_, 15:10
باز کردن / نظر دهید
2018-07-02 18:10:22 Shahe qalbm
#awli
@LoOve_hidden
784 views_Fatemeh/_, 15:10
باز کردن / نظر دهید
2018-06-24 11:09:57 تابستان از راه رسیده است....
رفیق اصلا فکر خوبی نیست که بنشینی گوشه ای و به روزهای گذشته و تابستان پارسال و آدم یا آدم هایی که دیگر با تو نیستند فکر کنی.
یا بگویی اگر فلانی بود یا فلانی میماند این تابستان خیلی خوش میگذشت.
تو دوستانی داری که پایه ی دیوانه بازی هایت هستند...
پایه ی شبگردی ها و سینما رفتن هایت.پایه ی پیاده روی کردن های بی هدف !
تو خودت را داری و میتوانی بی وقفه لذت ببری از زندگی.
خوشحال بودنت را وابسته نکن به افرادی که نیستند.
از بودن با آدم هایی که هستند و تو را دوست دارند لذت ببر.
تابستان ،فصل شل و ول بودن است!
وا بده از غم و غصه هایت...
خورشید آنقدر رقصیده که داغ کرده!
تو چرا نشسته ای؟!
شاید این تابستان، فصل بازگشت به روزهای خوبت باشد.

#علی_سلطانی
@LoOve_hidden
802 views_Fatemeh/_, 08:09
باز کردن / نظر دهید
2018-06-23 21:12:30 اصلاً،
ميدانى جانم؟
تو را،
در هر شرايطى كه باشى ميخواهم!
غمگين،
خوشحال،
عصبانى!
راستش را بخواهى،
اخم صورتت
ميشود چاشنى دل خوشى هايم!
خيلى ها معنى خوشبختى را نميدانند
اما من؛
برخوردِ نگاهم با نگاهت را
عاشقانه ترين
خوشبختى اين روزهايم ميدانم...
حال كه دانستى
دريغ نكن خودت را از من...
#سروش_كلهر
@LoOve_hidden
673 views_Fatemeh/_, 18:12
باز کردن / نظر دهید
2018-06-23 21:12:20 پیج معروف ایتالیایی:
کسی رو پیدا کن که ازت جوری دفاع کنه که بازیکنای ایران از دروازشون دفاع کردن
@LoOve_hidden
646 views_Fatemeh/_, 18:12
باز کردن / نظر دهید
2018-06-13 17:55:07 کَسی عاشِق نیست اینطوری عِین مَنو تو
دور و بَریام حَسودی میکُنَن بِه مَنو تو
#awli
@LoOve_hidden
591 views_Fatemeh/_, 14:55
باز کردن / نظر دهید
2018-06-13 14:23:24 پسرے
عاشق دخترے نابينا ميشہ هرروز وقتےبہ ديدارش ميرفت دختره ميگفت:اگہ چشام ميديد بهترين گلهاے دنيا رو برات ميچيدم شبانہ روز نگات ميكردم لباستُ خودم انتخاب ميكردم تورو خوشبخت ترين مرد عالم ميكردم بعد مدتٌ يكے پيدا شد چشاشو هديہ داد به دختره اولين بار كہ پسر رو ديد فهميد پسر نابيناست گفت عمرے خودم نابينا بودم نميتونم با يہ نابينا زندگےكنم خواست كہ پسر رو ترڪ كنہ پسره تنها يك جملہ گفت :
"هر جا رفتے مواظب چشام باش."
@LoOve_hidden
554 views_Fatemeh/_, 11:23
باز کردن / نظر دهید
2018-06-13 14:12:05 و شاید زیباترین خاطرات عاشقانه
همانی ست که هیچ گاه تجربه اش نکردی
همانی ست که هیچ وقت به آن نرسیدی
با من از وصال نگو
قانون طبیعت این است
که هر چه بیش‌تر برسی میگَندی
که آنچه بیش‌تر برسد می‌‌گَندد...

#علی_سلطانی
@LoOve_hidden
523 views_Fatemeh/_, 11:12
باز کردن / نظر دهید
2018-06-09 21:32:56 #داستان_کوتاه
سر کلاس درس معلم پرسید:هی بچه ها چه کسی می دونه عشق چیه؟

هیچکس جوابی نداد همه ی کلاس یکباره ساکت شد همه به هم دیگه نگاه می کردند ناگهان لنا یکی از بچه های کلاس آروم سرشو انداخت پایین در حالی که اشک تو چشاش جمع شده بود. لنا 3 روز بود با کسی حرف نزده بود بغل دستیش نیوشا موضوع رو ازش پرسید .بغض لنا ترکید و شروع کرد به گریه کردن معلم اونو دید و

گفت:لنا جان تو جواب بده دخترم عشق چیه؟

لنا با چشمای قرمز پف کرده و با صدای گرفته گفت:عشق؟

دوباره یه نیشخند زدو گفت:عشق... ببینم خانوم معلم شما تابحال کسی رو

دیدی که بهت بگه عشق چیه؟

معلم مکث کردو جواب داد:خب نه ولی الان دارم از تو می پرسم
@LoOve_hidden

لنا گفت:بچه ها بذارید یه داستانی رو از عشق براتون تعریف کنم تا عشق رو درک کنید نه معنی شفاهیشو حفظ کنید

و ادامه داد:من شخصی رو دوست داشتم و دارم از وقتی که عاشقش شدم

با خودم عهد بستم که تا وقتی که نفهمیدم از من متنفره بجز اون شخص

دیگه ای رو توی دلم راه ندم برای یه دختر بچه خیلی سخته که به یه چنین

عهدی عمل کنه. گریه های شبانه و دور از چشم بقیه به طوریکه بالشم

خیس می شد اما دوسش داشتم بیشتر از هر چیز و هر کسی حاضر بودم هر کاری براش بکنم هر کاری...

من تا مدتی پیش نمی دونستم که اونم منو دوست داره ولی یه مدت پیش

فهمیدم اون حتی قبل ازینکه من عاشقش بشم عاشقم بوده چه روزای

عشنگی بود sms بازی های شبانه صحبت های یواشکی ما باهم خیلی خوب

بودیم عاشق هم دیگه بودیم از ته قلب همدیگرو دوست داشتیم و هر کاری

برای هم می کردیم من چند بار دستشو گرفتم یعنی اون دست منو گرفت

خیلی گرم بودن عشق یعنی توی سردترین هوا با گرمی وجود یکی گرم

بشی عشق یعنی حاضر باشی همه چیزتو بهخاطرش از دست بدی عشق

یعنی از هر چیزو هز کسی به خاطرش بگذری اون زمان خانواده های ما زیاد

باهم خوب نبودن اما عشق من بهم گفت که دیگه طاقت ندارم و به پدرم

موضوع رو گفت پدرم ازین موضوع خیلی ناراحت شد فکر نمی کرد توی این

مدت بین ما یه چنین احساسی پدید بیاد ولی اومده بود پدرم می خواست

عشق منو بزنه ولی من طاقت نداشتم نمی تونستم ببینم پدرم عشق منو

می زنه رفتم جلوی دست پدرم و گفتم پدر منو بزن اونو ول کن خواهش می

کنم بذار بره بعد بهش اشاره کردم که برو اون گفت لنا نه من نمی تونم بذارم

که بجای من تورو بزنه من با یه لگد اونو به اونطرف تر پرتاب کردم و گفتم

بخاطر من برو ... و اون رفت و پدرم منرو به رگبار کتک بست عشق یعنی

حاضر باشی هر سختی رو بخاطر راححتیش تحمل کنی.بعد از این موضوع

عشق من رفت ما بهم قول داده بودیم که کسی رو توی زندگیمون راه ندیم

اون رفت و ازون به بعد هیچکس ازش خبری نداشت اون فقط یه نامه برام

فرستاد که توش نوشته شده بود: لنای عزیز همیشه دوست داشتم و دارم

من تا آخرین ثانیه ی عمر به عهدم وفا می کنم منتظرت می مونم شاید ما

توی این دنیا بهم نرسیم ولی بدون عاشقا تو اون دنیا بهم می رسن پس من

زودتر می رمو اونجا منتظرت می مونم خدا نگهدار گلکم مواظب خودت باش

دوستدار تو (ب.ش)
@LoOve_hidden

لنا که صورتش از اشک خیس بود نگاهی به معلم کردو گفت: خب خانم معلم

گمان می کنم جوابم واضح بود

معلم هم که به شدت گریه می کرد گفت:آره دخترم می تونی بشینی

لنا به بچه ها نگاه کرد همه داشتن گریه می کردن ناگهان در باز شد و ناظم

مدرسه داخل شدو گفت: پدرو مادر لنا اومدن دنبال لنا برای مراسم ختم یکی
از بستگان

لنا بلند شد و گفت: چه کسی ؟

ناظم جواب داد: نمی دونم یه پسر جوان

دستهای لنا شروع کرد به لرزیدن پاهاش دیگه توان ایستادن نداشت ناگهان روی زمین افتادو دیگه هم بلند نشد

آره لنای قصه ی ما رفته بود رفته بود پیش عشقش ومن مطمئنم اون دوتا توی اون دنیا بهم رسیدن...

لنا همیشه این شعرو تکرار می کرد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ خواهان کسی باش که خواهان تو باشد

خواهی که جهان در کف اقبال تو باشد؟ آغاز کسی باش که پایان تو باشد
@LoOve_hidden
512 views_Fatemeh/_, 18:32
باز کردن / نظر دهید
2018-05-13 18:08:41 حالا که نیستی فکر نکن فراموشت کردما!
نه...
اتفاقا همش‌جلوی چشممی...
همش تو فکرتم...
فکرنکن چون نمیگم و به روی خودم نمیارم همه چی خوبه ها!
نه!
فقط من یاد گرفتم یواشکی دوست داشته باشم:)♡
یادگرفتم دلتنگیامو خودم تحمل کنم:)♡
یجوری که نه تو بفهمی نه بقیه:)
من دارم باتو،توی سرم زندگی میکنم...
نفس میکشم!!
@LoOve_hidden
431 views_Fatemeh/_, 15:08
باز کردن / نظر دهید