Get Mystery Box with random crypto!

مجمع دیوانگان

لوگوی کانال تلگرام divanesara — مجمع دیوانگان م
لوگوی کانال تلگرام divanesara — مجمع دیوانگان
آدرس کانال: @divanesara
دسته بندی ها: وبلاگ ها
زبان: فارسی
مشترکین: 15.23K
توضیحات از کانال

وبلاگ «مجمع دیوانگان» از سال ۱۳۸۶ آغاز به کار کرد و نسخه تلگرامی آن با سه نویسنده مدیریت می‌شود. اینجا به مسایل روز، سیاست، جامعه و هنر می‌پردازیم.
.
ارتباط با ادمین کانال:
@DivaneSaraAdmin
.
اینستاگرام:
instagram.com/divanesara_

Ratings & Reviews

1.67

3 reviews

Reviews can be left only by registered users. All reviews are moderated by admins.

5 stars

0

4 stars

0

3 stars

1

2 stars

0

1 stars

2


آخرین پیام ها 8

2023-01-21 22:02:15 یادداشت وارده: انقلاب علیه انقلاب
#V 122
نویسنده‌ی میهمان: ایمان آقایاری

آیزیا برلین در کتاب «چهار مقاله درباره‌ی آزادی» از دو مفهومِ آزادی سخن می‌گوید؛ یکی آزادیِ منفی یا (آزادی از) و دیگری آزادیِ مثبت یا (آزادی در). مراد از آزادی منفی، آزادیِ فرد است از مداخله‌ی ديگران، مثل آزادی از دخالت نهاد دین و دولت و منظور از آزادی مثبت، خودمختاری در تعیین اهداف و غایات است. بر اساس این دیدگاه هر دو آزادی ارزش‌هایی راستین‌اند و انحراف از آن‌ها یا حذف هر کدام به فرو ریختن بنیاد آزادی می‌انجامد.

بی اعتنایی نسبت به آزادی منفی و حتی در مواردی خوار شمردنِ آن، فضایِ ذهنیِ غالب در جریان انقلاب ۵۷ بود. آزادی را برای دست یازیدن به آرمان‌های کلی دانستن و غایاتی از پیش معین را سعادت جامعه پنداشتن، چهره‌ی مسخ شده‌ی آزادیِ مثبت بود که رخ نمود. شکستِ مفهوم آزادی منفی، مرگ تمدن مدرن است و این فاجعه با تحقق جمهوری اسلامی روی داد. جامعه‌‌ای که هنوز در چنبر باورهای مذهبی بود و کم کم داشت تمدنِ مدرن را لمس می‌کرد، می‌توانست با اصلاحات و یا حتی انقلابی سیاسی، صرفا شیوه‌های مدیریتیِ متفاوتی به خود بگیرد، اما ساختن انگاره‌هایِ کلیِ موهوم، نه تنها چیزی به داشته‌هایش نیفزود، بلکه آزادی‌های فردی و دستاوردهایش را نیز تباه کرد.

در مقابل، افرادِ جامعه‌یِ امروزِ ایران، بالاخص نسل جدید، به واسطه‌ی تجربه‌ی تراژیکِ این چهار دهه، تحولِ ترکیبِ جمعیتی از روستایی به شهری و غلبه‌ی فرهنگ شهریِ مدرن، گسترش ابزار ارتباطی و به همین علل تغییر الگوهای هنجارین، فردیتِ نسبتا تحکیم یافته‌ای دارند. بر خلافِ پیشینیان که آزادی‌های فردی‌شان را به مسلخ بردند، به دنبالِ گسترش و صیانت از آزادیِ منفیِ‌شان هستند. این امر لزوما با مطالعه و خود‌آگاهانه روی نداده، بلکه به واسطه‌ی رسوب در رویه و سیاقِ زندگی‌، به بخشی از شخصیتشان بدل شده است.

رویداد ۵۷، با نظریات و روحیه‌ای کلکتیویستی (جمع گرایانه) و یوتوپیایی، "انقلاب" در معنای تقدیس شده‌اش بود. در تقابل با این معنا از انقلاب، خیزشِ امروزِ مردمِ ایران "ضدِ انقلاب" است. به همین خاطر نقدهایی که به ماهیتِ جنبش‌های انقلابی و ایدئولوژی‌های انقلابی وارد می‌آورند، در اینجا محلی از اِعراب ندارند. البته از تخته بندِ واژگان می‌پرهیزم. مساله لفظِ انقلاب یا هر واژه‌ی دیگری نیست، مساله تمایزِ نفس و تفاوتِ مفهومِ حرکتی ایدئولوژیک است که می‌خواست عالَم و آدمی دیگر بسازد، با جنبشی که هدفش باز پس گیریِ زندگی است. مغایرتِ حرکتی در شکل و محتوا انقلابی است، که غایتش بر هم زدن تمامی مناسبات عالم بود، با جنبشی که خواستارِ آرامش و یک زندگی معمولی در پهنه‌ی ایران است. مسأله تضادِ حرکتی علیهِ آزادی‌های فردی، با حرکتی در راستای گشودن فضایی برای این آزادی‌هاست.

اگر انقلاب را سرنگون کردن حکومت مستقر در نظر بگیریم، جنبشِ جاری یک جنبش انقلابی است. اگر انقلاب را نامی برای تحولات فکری و تغییرات پارادایماتیک فرهنگِ اجتماعی بدانیم، این خیزش نتیجه‌ی یک انقلابِ عمیق اجتماعی است. اما انقلاب در معنای تقدیس شده‌ی آن که بر محور آرمان‌خواهی ایدئولوژیک، تعطیل کردن زندگی روزمره تحتِ عنوان ابتذال، تغییر نظم جهانی و تحمیل ارزش‌های انقلابی بر پیکر جامعه، قرار می‌گیرد را نسبتی با ماهیتِ این جنبش نیست.

حکومت جمهوری اسلامی، در پیِ انقلابی با وجوه ایدئولوژیک بر فراز جامعه‌ی ایران قرار گرفت، از ناپسند‌ترین وجوه این جامعه تغذیه کرد، ارزش‌های فرهنگی‌ای که در خدمت زندگی بودند را زدود و گَرد مرگ را همه جا پراکند، مداخله‌ی بی حدش را بر تمام شئون زندگی افراد گسترد، تمامی تلاش‌ها برای گشودن امکان زیستِ شهروندان را در همه‌ی لایه‌ها سرکوب کرد و امروز، مردم برای داشتن یک زندگی نرمال چاره‌ای جز ساقط کردنش ندارند. این شرح واقیعت جنبش امروز ایرانیان است. البته نباید غفلت کرد که خطر غلبه‌ی وجوه ایدئولوژیک همواره در کمین است، نباید فراموش کرد که مشکلات و مسائل اجتماعی، پیچیدگی‌هایی دارند که کلی‌گویی‌های امروز ما حلشان نمی‌کند. اما این ها عوارض احتمالیِ جنبش‌اند نه ماهیتِ آن. تبِ جمهوری اسلامی، شاید به همان سرعتی که ظاهر و فلج کننده شد رفع نشود، اما سرد شده و دیر یا زود خاموش خواهد شد. انقلاب ۵۷ غولی را آزاد کرد که انقلاب امروز _ با تعریف پیش گفته _ باید آن را برای همیشه مهار کند.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
5.4K views19:02
باز کردن / نظر دهید
2023-01-21 22:01:49
یادداشت وارده: انقلاب علیه انقلاب

#V 122
نویسنده‌ی میهمان: ایمان آقایاری


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
3.8K views19:01
باز کردن / نظر دهید
2023-01-20 18:58:09 یادداشت وارده: ریشه‌های وضع موجود
#V 121
نویسنده‌ی میهمان: ایمان آقایاری

«بسیار بی خردانه است که میراث اندوه بار چهل سال گذشته را چیزی بیگانه یا میراثی از خویشاوند دور ببینیم؛ درست برعکس، ما باید این میراث را به عنوان چیزی که خود بر سر خود آورده‌ایم بپذیریم. اگر آن را به این شکل بپذیریم، در خواهیم یافت که وظیفه‌ی همه‌ی ما و فقط ماست که کاری برای حل مشکل بکنیم». (خطابه سال نو - واسلاو هاول)

اشتباه نکنید، نقل قول بالا از مقوله‌ی مردم خودشان مقصرند نیست. اما تاکید بر این مهم دارد که نمی‌توانیم غیر مسوولانه کشورهای خارجی یا گروهی خاص را مسبب همه‌ی بلایای تاریخمان بدانیم. باید حقیقت را با همه‌ی تلخی‌اش پذیرفت. آنچه بر ما رفت و می‌رود محصول مجموعه‌ای از ایده ها و کنش‌های نسنجیده‌ای است که پیشینیانمان داشته‌اند؛ آن هم عموما از سرِ خیرخواهیِ ساده لوحانه.

ارنست کاسیرر در تفسیری درخشان، خروج از جهان اسطوره‌ای و ورود به عرصه عقلانیت را با بهره‌گیری از اسطوره‌ای بابلی شرح می‌دهد. نتیجه‌ای که از آن بحث می‌گیرد این است که اسطوره‌ها از دنیای ما نرفته‌اند، بلکه قدرتشان "به دست نیروهای فراتر مهار شده. مادام که این قدرت‌ها _ قدرت‌های اخلاقی، فکری، هنری _ تمام توان خود را دارند، افسانه رام و فرمانبردار است. اما همین که این قدرت‌ها سستی گرفتند، هیولا بار دیگر پدیدار می‌شود». (افسانه دولت)

زمانی که نیروهای فکری، اخلاقی، هنری که کاسیرر پاسبان فرهنگ و تمدن می‌شناسد، توسط نمایندگانشان در مسیر آرزوهای واهی در پای نیروهای اسطوره‌ای ذبح می‌شوند، نیز چنین لحظه‌ای خلق می‌شود. قهر و (به تعبیر آرنت) «بیزاری عقیدتی» نسبت به واقعیت، آوار آن واقعیات را بر سر بازندگانِ بازیِ قدرت، در همان ابتدای کار و هم در ادامه بر سرِ مردمان می‌بارد.

به روزگارِ پیش از انقلاب ۵۷ که می‌نگریم، می‌بینیم، بابِ گفتن و نوشتن از بلایِ غرب و مدرنیته‌ی غربی را تعدادی از روشنفکران با پس زدن تحفه‌ی فرنگ و تلاش برای احضار روحِ قومی، گشودند. «غرب زدگیِ» آل احمد، «آسیا در برابر غربِ» شایگان، «آنچه خود داشتِ» احسان نراقی، سخنانِ مبهم احمد فردید، با همه‌ی تفاوت‌هایشان، تجلیاتِ هویت‌جویی در مقابل غرب بودند.

کسانی نیز با دغدغه‌های کاملا دینی به این آوردگاه وارد می‌شدند؛ از تلاش برای توضیح و توجیهِ قوانینِ علومِ طبیعی با بهره‌گیری از آیات و احادیث و بالعکس گرفته، تا تحلیلِ اجتماع، اقتصاد، تاریخ و صدورِ نسخه‌های انقلابی، بر حسبِ همان آیات و روایات، محصولِ کارِ ایشان است. بنابر روایت‌هایی در سالیان منتهی به انقلاب ۵۷، استفاده از حجاب اسلامی توسط دختران دانشجو (احتمالا جهتِ معارضه با رژیم) قوّت می‌گیرد. بخشی از این دانشجویان، بی‌شک تحت تاثیر دیدگاه‌های مروجِ اسلام سیاسی بودند، که توسط روشنفکرانی چون شریعتی بیان می‌شد.

روشنفکران و احزاب چپ نیز عموما، در تحلیل نهایی حکومت شاه را دست نشانده و عامل امپریالیسم می‌شناختند و از این دریچه، نوک پیکان انتقادهایشان همواره به سمت غرب بود. اصطلاحاتی چون سرمایه داری، آزادی‌های بورژوایی و دموکراسیِ صوری نیز به مثابه‌ی فحش‌هایی بودند که تلاش می‌شد تا به همراه سلطنت به «زباله‌دانِ تاریخ» افکنده شوند.


آنطور که از مرور آثار هنریِ مربوط به آن دوران در می‌یابیم، قرار گرفتن در مسیر توسعه، بخشی از هنرمندان آوانگارد را به هراس افکنده بود و آنان در مخالفت با این وجه، مضامینِ نقادانه نسبت به ماشینیسم و الیناسیون را در متن آثارشان می‌پروراندند. همچنین از طریق به کارگیریِ مولفه‌هایِ سنتی و بومی، به مقابله با عوارض این توسعه‌ی _ به زعم آنان _ غرب گرایانه می‌رفتند. این احساس هویت باختگی در میان تندبادِ حوادث نیز به آن مایه‌ی رومانتی‌سیسمِ شرقی و مذهبی و قومی افزوده شد.

عناصرِ غرب ستیزی، حمله به مظاهرِ تمدن مدرن، بازگشت به خویشتن و امثالهم در جامعه‌ای با صبغه‌ی دینی که در آستانه‌ی تحولات مدرن بود، بالاخره نمایندگان خود را یافت؛ اما نه در میان بانیانش. با سرنگونیِ حکومت شاه، مادی‌ترین یا جسمانی‌ترین مسائل کشور به دست روحانیان افتاد. آخوندهای حاکم، گام به گام تمامی قلمروها را تصرف، مخالفین را معدوم و یا سرکوب کردند، آزادی‌های اجتماعی و فردی را از میان بردند. حجاب برای زنان اجباری شد، کراوات برای مردان ممنوع؛ تا از این طریق سلبِ مالکیتِ افراد بر بدنشان نیز اعلام شود.

صد البته اکثر قریب به اتفاق روشنفکرانی که آتشِ انقلاب را روشن کردند، در زندگی روزمره و عاداتشان نسبتی با آخوندها نداشتند، اما بی ملاحظگی در افروختن آن آتش، دامان آنان را نیز سوزاند و انقلاب همچون کرونوس آنان را بلعید. تصورات واهی از آزادی، به کابوسی از اختناق ختم شد که بیش از چهار دهه آرامش را از چشمانِ ده‌ها میلیون انسان ربوده است.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
5.3K views15:58
باز کردن / نظر دهید
2023-01-20 17:58:34
یادداشت وارده: ریشه‌های وضع موجود
#V 121
نویسنده‌ی میهمان: ایمان آقایاری


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
3.3K views14:58
باز کردن / نظر دهید
2023-01-19 21:45:39 فایل پیوست، متن کامل کتاب «مقاومت مدنی / آنچه باید همگان بدانند» است که یکی از همراهان کانال مجمع دیوانگان ترجمه کرده و برای انتشار در اختیار ما قرار داده است.

اریکا چنووت (Erica Chenoweth) پروفسور در مدرسه کندی هاروارد و استاد موسسه مطالعات پیشرفته رادکلیف است. تحقیقات او بر خشونت سیاسی و بدیل‌های آن متمرکز است. مجله فارین پالیسی در سال ۲۰۱۳ وی را به دلیل تلاش‌هایش برای ترویج مطالعه تجربی مقاومت مدنی در میان ۱۰۰ متفکر برتر جهانی قرار داد.

کتاب «مقاومت مدنی: آنچه همگان باید بدانند» به شیوه‌ای قابل فهم و گفت‌وگومحور به بررسی این موضوع می‌پردازد که مقاومت مدنی چیست؟ چگونه کار می‌کند؟ چرا گاهی اوقات شکست می‌خورد؟ چگونه خشونت و سرکوب بر آن تأثیر می‌گذارد؟ و اثرات چنین مقاومتی درازمدت چیست؟


مقاومت مدنی
آنچه باید همگان بدانند

نویسنده: اریکا چنووث
مترجم: م. امیری

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
2.0K views18:45
باز کردن / نظر دهید
2023-01-19 21:45:29
ترجمه‌ی کتاب
#V 121

مقاومت مدنی
آنچه باید همگان بدانند

نویسنده: اریکا چنووث
مترجم: م. امیری

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
1.5K viewsedited  18:45
باز کردن / نظر دهید
2023-01-18 22:06:46 بازندگان ازلی و اپوزوسیون ابدی

#A 403

آرمان امیری @armanparian - پیشتر گمان می‌کردم احمقانه‌ترین درسی که یک گروه می‌توانند به زعم خود از تجربه‌ی تاریخی انقلاب ۵۷ بگیرند این است که «دیگر هرگز نباید انقلاب کرد»؛ اما طبق معمول بالاتر از سیاهی هم رنگی پیدا شد و گروهی دیگر کار درس‌گرفتن‌های تاریخی را به آنجا رساندند که «باید مراقب باشیم نفر بعدی هم مثل خمینی ما را گول نزند»! شاید به نظرتان بی‌ربط باشد، اما این دو گزاره، دقیقا دو سر یک طیف از باورهای غیرعلمی هستند!

علوم انسانی، به ویژه جامعه‌شناسی و حتی اقتصاد، تلاشی هستند برای پرهیز از چنین نگاه‌هایی. نخست از آن خوانش جبرگرایانه که فاعلیت انسان‌ها را به کلی منکر می‌شود و برای تحولات سیاسی یا اجتماعی (مثل انقلاب) یک جور ماهیت مستقل و ذاتی قائل می‌شود. دوم، آن خوانش خام‌اندیشانه‌ای که گمان می‌کند انسان‌ها همه چیز را به صورت مستقیم انتخاب می‌کنند، پس اگر نتیجه‌ی اعمال‌شان به دیکتاتوری ختم شده، حتما خودشان یا دیکتاتوری دوست داشته‌اند یا «گول خورده‌اند» و دکمه‌اش را فشار دادند.

در مقابل، عصاره‌ی کلام تمامی رویکردهای علمی را شاید بتوان در آن تعبیر درخشانی جست که می‌گوید: «تاریخ را انسان‌ها می‌سازند، اما نه آنگونه که خود مایل‌اند»! البته که سرنوشت کشور و انقلاب را ما رقم خواهیم زد، اما برای تضمین یک آینده‌ی دموکراتیک، کافی نیست که عین طوطی تکرار کنیم ما آزادی‌خواه و دموکراسی‌طلب هستیم! اگر هنوز تنها شیوه‌ی پرهیز از بازتولید استبداد را در به صدا درآوردن مداوم آژیر خطر جستجو می‌کنید، احتمالا هنوز باور نکرده‌اید که «راه جهنم را با حسن نیت فرش کرده‌اند»!

قضیه‌ی «حمار» را در هندسه احتمالا بشناسیم. ظرافت قضیه در آن ایهام دوگانه‌ای بود که از نام‌ش بر می‌آمد! اگر در زمین هندسه «حمار» هم می‌فهمد که نزدیک‌ترین راه همان مسیر مستقیم است، در زمین پیچیده‌ی سیاست فقط باید «حمار» بود که گمان کرد صرف انتخاب یک هدف برای کسب آن کافی است! یعنی برای کسب نتیجه، نیازمند هیچ ظرافت و دقتی نیستیم بجز اینکه مستقیم برویم توی شکم‌ش!

یکی دو هفته‌ی پیش و پشت‌بند غائله‌ی «ائتلاف»، بسیاری از رفقای چپ‌گرا و دوستان جمهوری‌خواه داد و هوارشان به هوا بلند شد. حسن نیت‌شان در تشخیص خطر قوت گرفتن سلطنت مطلقه البته جای تقدیر داشت، اما توقع من این بود که با فهمی حداقلی از واقعیت شرایط موجود، از نفس نشستن نامزد پادشاهی پای میز مذاکره با نمایندگان دیگر استقبال کنند. یعنی اصالت را به آرامی از یک شخص گرفته و به سمت نهاد هدایت کنند. از آن بعد می‌شد وزن کار گروهی را افزایش داد و البته درخواست کرد دامنه‌ی این ائتلاف با پیوستن اشخاص و گروه‌ها و احزاب بیشتر همین‌طور گسترش هم پیدا کند تا نه با شعار و روضه‌خوانی، بلکه به صورت کاملا عملی، امکان تمرکز قوا در یک فرد یا جریان از بین برود.

فرمول رفقا و مخالفان اما بیشتر پیروی از قواعد هندسی بود! تخته‌گاز رفتند توی شکم ائتلاف و از هر انتقاد مشروع یا مبتذلی (از جمله ایرادهای بند تنبانی به لفظ و معنای «ائتلاف») صرفا چماقی برای تخریب اصل کار درست کردند. به هفته نکشید نتیجه‌ی اعمال‌شان مشخص شد: حالا بفرمایید به جای ایده‌ی ائتلاف، با جنبش «من وکالت می‌دهم» سر و کله بزنید!

من البته از کار جناب شاهزاده پهلوی هم حیرت می‌کنم. نمی‌دانم ایشان چرا همچنان بر ضرورت دموکراسی یا احتمال جمهوری و مشروطیت تاکید دارند. با وضعیتی که من می‌بینم، اگر ایشان صراحتا بگویند «من یک پادشاهی مطلقه‌ی شخصی می‌خواهم و هیچ کسی هم حق نفس کشیدن ندارد»، شاید یکی دو هفته عربده و هیاهو به پا شود، اما با سطح حماقت و ابتذالی که در باقی اردوگاه انقلابیون وجود دارد، به دو هفته نکشیده خلایق مجبور می‌شوند دوباره دست به چرتکه ببرند و ای بسا نتیجه بگیرند «سگ خورد، بیا بردار و خلاص‌مان کن!»

به نظر می‌رسد، دموکرات بودن هم در میان اپوزوسیون می‌رود تا به سرنوشت بسیاری از دیگر جریانات سیاسی بدل شود. همان‌طور که بزرگترین عامل سقوط شاه خودش بود، و همان‌طور که هیچ گروهی به اندازه‌ی خود اصلاح‌طلبان، اصلاح‌طلبی را مبتذل و مفتضح نکردند، و همان‌طور که همین حالا هم خود حکومت بزرگترین عامل و رهبر سرنگونی خودش است، سرنوشت دموکراسی‌خواهی ایرانی هم بیشتر از همه قربانی جماعتی است که مدعیان سینه‌چاک دموکراسی هستند. با این سطح از ادعا در حرف و بدون سر سوزنی تعهد عملی به ضرورت تعامل، یک روز چشم باز می‌کنند و می‌بینند دوباره بازی عوض شده و برای‌شان چیزی باقی نمانده بجز مدال حماقتِ «بازندگان ازلی و اپوزوسیون ابدی»!

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
3.1K views19:06
باز کردن / نظر دهید
2023-01-18 22:06:08
#A 403


کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
1.7K views19:06
باز کردن / نظر دهید
2023-01-17 17:41:55 سه پرسش در باب انقلاب
#V 120

نویسنده مهمان: شهروند / اسیر

هنگامی که خروجی ماشین جمهوری اسلامی را مرور می‌کنیم با جشنواره‌ای از فساد و تباهی مواجه می‌شویم! با نابودی سیستماتیک تمام منابع مادی و معنوی یک ملت و یک سرزمین. چو نیک بنگریم ستم، استبداد، ناکارآمدی، فساد، تَبَه‌کاری و ماجراجویی در جمهوری اسلامی نه یک استثنا بلکه قاعده و رویه چهار دهه گذشته و نتیجه ضروری قانون اساسی، ساختار سیاسی، جهان‌بینی، هویت و منافع رهبران آن بوده و خواهد بود. ما اگر خواهان گام گذاشتن در راه آزادی، حکومت قانون، توسعه اقتصادی، صلح با جهان و تجربه یک ایران و یک زندگی نرمال هستیم باید از قانون اساسی، گفتمان، رهبران و ساختار مافیایی جمهوری اسلامی عبور کنیم؛ ما باید انقلاب کنیم!

پذیرش رهبری روحانیون در انقلاب ۵۷ و سپردن زمام قدرت سیاسی به آنان و برپایی یک حکومت دینی، بی‌توجه به تمام تجربیات گران‌بهای جوامع مترقی، پیش از هر چیز اشتباه ویرانگر و جمعی خود ما ملت ایران بود که تاوان سنگین چهل ساله‌ای بابت آن پرداخته‌ایم و اکنون زمان آن فرا رسیده تا یک بار برای همیشه به اشتباه خودمان و تَبَه‌کاری روحانیون حاکم بر ایران پایان دهیم.

برای مطالعه‌ی ادامه‌ی این یادداشت اینجا کلیک کرده و یا از گزینه‌ی INSTANT VIEW استفاده کنید.

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
1.9K views14:41
باز کردن / نظر دهید
2023-01-17 17:41:46
یادداشت وارده: سه پرسش در باب انقلاب
#V 120

کانال «مجمع دیوانگان»
@DivaneSara
اینستاگرام «مجمع دیوانگان»
.
1.5K views14:41
باز کردن / نظر دهید