Get Mystery Box with random crypto!

عرفان و خودشناسی

لوگوی کانال تلگرام khodshenasivo — عرفان و خودشناسی ع
لوگوی کانال تلگرام khodshenasivo — عرفان و خودشناسی
آدرس کانال: @khodshenasivo
دسته بندی ها: دین
زبان: فارسی
مشترکین: 49.74K
توضیحات از کانال

✔️ کپی مطالب فقط با ذکر منبع مجاز هست
Admin
@hossein_mysticosm

Ratings & Reviews

2.67

3 reviews

Reviews can be left only by registered users. All reviews are moderated by admins.

5 stars

1

4 stars

0

3 stars

0

2 stars

1

1 stars

1


آخرین پیام ها

2024-06-23 08:30:26 من مايلم كه به اجتماع ياری دهم، اما نميدانم كه چگونه اين كار را آغاز كنم؟


به نظر من اينكه اين كار را چگونه آغاز كنيم آنقدر مهم نيست، بلكه مهمتر آن است كه دريابيم چرا اصلاً مايليم كه كار اجتماعي انجام دهيم؟ آيا علت آن ديدن تيره روزی های گيتی چون گرسنگی، بيماری، بهره كشی از آدمی، بي تفاوتی ستمكارانه توانگران بزرگ پهلو به پهلوی فقری سهمگين، دشمنی آدميان با يكديگر و جز آن است؟ آيا علت، اين مسائل است؟ آيا به اين دليل به همياری اجتماعی علاقه منديد كه دلتان سرشار از مهم عشق است و بدين روی در پي خرسندی خويشتن نيستيد؟ يا اينكه مددكاری اجتماعی وسيله ای برای گريز از خويشتن است؟ آيا دقت ميكنيد؟ شما مثلاً چون همه پيامدهای ازدواج قراردادي را ميبينيد به خود ميگوييد «من هيچگاه ازدواج نخواهم كرد» و در عوض خويشتن را وقف همياری اجتماعی می كنيد؛ يا شايد پدر و مادرتان شما را در اين راه تشويق كرده اند و يا خودتان در اين زمينه ايده عالی داريد.
هرگاه اين كار به خاطر گريز باشد و يا شما صرفاً ايده آلی را كه ساخته و پرداخته اجتماع، رهبر، كاهن و يا خودتان است پی- گيری ميكنيد، در اين صورت انجام اين مددكاري اجتماعي تنها موجب پديد آمدن تيره روزی های بيشتر خواهد شد. اما اگر مهر عشق را در دل داريد، اگر در جستجوی حقيقتيد و بنابراين انسانی به راستی مذهبی هستيد، هرگاه ديگر خواخواهی و پی جويی موفقيت را كنار گذاشته ايد و پرهيزگاری تان به فخرفروشی نمی انجامد؛ در اين صورت همان شيوه زندگی تان كمك خواهد كرد كه دگرگونی كلی در جامعه پديد آيد.
از ديد من فهميدن اين امر بسيار مهم است. آدمي در سال هايی كه همانند بيشتر شما در سنين نوجوانی است مشتاق آن است كه كار مثبتي انجام دهد و در نتيجه به مددكاری اجتماعی روی می آورد، زيرا از سويی كتابها در اين باره سخن ها گفته اند و روزنامه ها پيرامون آن تبليغات بسيار به ره انداخته اند، و از سوی ديگر آموزشگاه های برای آموزش مددكاری اجتماعی و جز آن بر پا شده است. اما توجه ميكنيد كه بدون انجام خودشناسی و بدون ادراك خويشتن و روابطتان هر گونه همياری اجتماعی سرانجام به خاكستر بدل خواهد شد.
انقلابی راستين آن فراريی تيره رويپی يا فرد آرمانگرا نيست بلكه همانا انسان شادمان است كه به راستی انقلابی است و انسان شادمان كسي نيست كه از دارايی بسيار برخوردار باشد. انسان شادمان همان ديندار حقيقی است و همان زندگی روزمره وی همياری اجتماعی است.
اما اگر شما صرفاً به گروه بيشمار مددكاران اجتماعی بپيونديد، دلهايتان تهی از مهر عشق خواهد ماند. شايد داراييتان را در اين راه ببخشيد و يا ديگران را به بذل ثروت خويش در اين راه تشويق كنيد، و شايد حتا بتوانيد رفرم های گسترده ای نيز انجام دهيد؛ اما مادامی كه دلهايتان تهی از مهر عشق و ذهن هايتان آكنده از انگاره های ميان تهی باشد، زندگيتان، تيره، فرسوده و بدون سرخوشی خواهد بود.
پس نخست خويشتن را ادراك كنيد آنگاه خواهيد ديد كه در پی اين خودشناسی كنش درست خودجوشانه پديد ميشود.


کریشنامورتی
برای جوانان
ص 232 و 233

@Khodshenasivo
عرفان و خودشناسی
3.7K views05:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-06 14:30:41 موسیقی بیکلام فلوت «آهنگ اقیانوس» مخصوص مدیتیشن و مراقبه

Terry Oldfield & Soraya Saraswati
Ocean Song
966 views11:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-06 12:04:01
ارسالی دوست عزیزمان آقای قزوینی

با تشکر از شما
1.6K views09:04
باز کردن / نظر دهید
2023-07-06 08:30:38 ‌تعبیر و تفسیرهای ذهنی


شاید توجه کرده اید که ما از نزدیک شدن به دیگران می ترسیم. همیشه فکر میکنیم که هر آن ممكـن اسـت لـو بـرويم. حـالـت مـان همیشه مثل کسی است که یک جنس قاچاق با خودش حمل می کند. خوب، این ترسها به خاطر چیست؟ آیا بـه خـاطر آن نیست که ما چیزهایی را ـ مثل جنس قاچاق - در خود پنهان داریم که خودمان بر وجود آنها آگاهیم؟
همانطور که گفتیم مصلحت مجموعه ساختمان هویت فکری ایجاب می کند که ما همیشه یک چیزهایی را بـه صـراحت در خود نبینیم آنرا توجیه کنیم و در لفافه بپیچیم. بعبارت دیگر، باید گفت این پنهان کردن هـا چیزی است که در ساختمان هـويـت فـكـرى خودبخود صورت می گیرد و نمی تواند جز این باشد. تا وقتی این ساختمان وجود دارد، تا وقتی ضرورت تداوم آن وجود دارد، و تا وقتی تعبیر وتفسیر وجود دارد، پنهان کردن، خود را به ندانستن زدن، طفره رفتن و نظایر آن یک امر اجتناب ناپذیر است. هویت فکری که حاصل تعبیر و تفسیر است کیفیتی دارد که همیشه یک قسمت آن باید از رؤیت بیفتد. در بسیاری از موارد تعبیر و تفسیر حكم سکه دورویی را دارد که همیشه یک روی آن باید پنهان باشد.
با توجـه بـه ایـن ملاحظـات سـوالی مطرح است که نمی دانم روانكاوها چگونه می خواهند بـه آن جـواب بدهند. روانکاوهـا می گویند هدف روانکاوی و تجزیه و تحلیل اینست که شخص را با خودش آشنا کند. بعبارت دیگر هدف اینست که انسان متوجـه ایـن واقعیت بشود که در خود پدیدهای پنهان دارد به نام ضمیر ناآگاه و محرک پنهانی رفتار او همین ضمیر ناآگاه است. سر نخ همه چیز به آنجا وصل است. من می گویم اینها قبول. ولى سؤال اینست که شما چگونه می توانید چیزی را از مخفی گاه وجـود انسان بیرون بکشید، در حالی که خودش آنرا پنهان کرده است و اصـرار بـه پنهان ماندن آن دارد! اقتضای ساختمان هویت تعبیر و تفسیری بطور مکانیکی و خودبخود چنین پنهان کردن هـایی را بر انسان تحمیل کرده است. درواقع این خود من نیستم که چیزهایی را پنهان کرده ام؛ بلکه چیزهایی خودبخود در من پنهان شده است. و تا این ساختمان وجود دارد غیر از این نمی شود.
من می گویم شما بیایید بجای این تلاش های عبث ـ که اگـر صـد سال هم ادامه یابد دردی را از انسان دوا نمی کند ـ او را متوجه این حقیقت کنید که آنچه را او در خود بعنوان یک عیـب، بعنـوان یک نقص و یک چیز شرم آور پنهان کرده است، حاصـل تعبيـر ذهنی خودش است. مجموعـه "مرکز فکریای کـه بـه نـام “خود“ میشناسیم، اعم از به اصطلاح آگاه یا ناآگاه، یک مرکز پنداری تعبیری و هوایی است. مجموعه جریان را داریم خواب می بینیم.
چیزی را که تو از آن شرم داری و آنرا در خود پنهان کرده ای یا چشمت را بر آن بسته ای، خودت خلق کرده ای. چیزی را هـم که نمانما میکنی و وسیله ارزش و دلخوشی تو می شود خودت خلق کرده ای. تو چرا باید به یک چیز خودساخته بچسبی و از یک چیز خودساخته فرار کنی؟! ذهن تو اول یک برچسب از خودش بر یک واقعیت می چسباند، بعـد می گوید عجب زشت و شرم آور و غیرقابل تحمل است. و بعد شروع می کند به فرار از آن، به توجیه آن، به ماست مالی و روتوش آن. من می گویم تو اولاً آگاهی که یک چیزی را پنهان کردهای و داری از آن فرار می کنی. ثانیاً تو هرچه بیشتر از آن چیز فرار کنی آن چیز بیش تر جان می گیرد.
(البته در خیال تو جان می گیرد. بنابراین تـو بـجـای هـمـه ایـن خودمشغولیت ها و خودفریبی ها این حقیقت را عمیقاً درک کن که همه چیز حاصل تعبیر ذهن خود توست.


محمد جعفر مصفا
انسان در اسارت فکر
ص 138 و 139 و 140

@Khodshenasivo
عرفان و خودشناسی
2.1K views05:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-06 08:30:37
1.8K views05:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-05 23:27:48 .


فایل صوتی مراقبه های اشو
@avaydosti


.
2.4K views20:27
باز کردن / نظر دهید
2023-07-05 20:30:30 موسیقی بیکلام «راهنمای روح» مخصوص مدیتیشن و مراقبه

Mike Rowland & Christa Michell
Spirit Guide
2.7K views17:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-05 20:30:30 مدیتیشن یعنی شکوفایی ادراک و آگاهی. شناخت و ادراک در محدوده زمان نیست. زمان هرگز منجر به شناخت نمی گردد. شناخت یک جریان تدریجی نیست؛ چیزی نیست که رفته رفته حاصل بشود؛ چیزی نیست که از طريق دغدغه خاطر یا شکیبایی تحقق یابد. شناخت یا در همین لحظه است یا هرگز نیست. شناخت به معنای واقعی جرقه ای است که ساختار دانستگی را بـه کـلی در هـم می ریزد و آن را به زوال می کشاند. مدیتیشن یک جریان سرپوشی،کنترل و اصلاح جزیی نیست. و ترس از این ویرانی اساسی است که انسان ها دانسته یا ندانسته از خودشناسی اجتناب می ورزند.
شناخت ممکن است روال زندگی انسان را دگرگون نماید، نحوه اندیشه و رفتارهای او را تغییر دهد؛ و این تغییر ممکن است مطلوب یا نامطلوب باشد اما به هر حال شناخت اساسی خطری است برای روابط از قبل استقرار یافته. بدون شناخت، رنج و اندوه استمرار خواهد داشت. اندوه تنها از طریق خودشناسی پایان می یابد؛ از طریق آگاهی نسبت به هر فکر، هر احساس و هر حرکت ذهن خودآگاه یا پنهان در اعماق آن. مديتيشن یعنی شناخت خودآگاهی، نهفته های عمیق و سطحی و حرکتی که در ورای هر نوع اندیشه و احساس جریان دارد.


کریشنامورتی
شعله حضور و مدیتیشن
ص 162 و 163
2.7K views17:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-05 14:30:26
3.0K views11:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-05 08:30:25
زمین، گهواره اهل دنیا و قفس پاکان است


ایـن زمـیـن چـون گــــــــاهواره طـــــــفلکان
بـــــــالغان را تــــــــنگ مــــــــی دارد مکـان

بـــــهرِ طفلان حق زمین را مَـهـد خــــــوانـد
در گَـــــــواره شــیر بـر طــــــــفلان فشـــاند

خــــــــانـه تـــــــنگ آمـد از يـن گــــهواره ها
طـــــفلکان را زود بـــالغ كــــــــــن شَــــــــها

ای گَـــــــواره خـــــــانه را ضَــــــــیّق مــدار
تــــــــا تــــــــوانــــــــد کــــــــرد بـالغ انتشار


شرح جامع مثنوی معنوی/دفتر ششم 4755 - 4758
3.4K views05:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-05 08:30:22
2.9K views05:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-04 20:30:15 ‌‌‌‌‌ فایل صوتی

حکمت‌های زندگی (دفتر چهارم مثنوی)

1) شرح حکمت بیست و پنجم؛ پشیمانی 2) شرح حکمت بیست و ششم؛ شادی درونی 3) شرح حکمت بیست و هفتم؛ اعتراف به نادانی 4) شرح حکمت بیست و هشتم؛ دلیلی جالب در دفاع از اختیار

دكتر ایرج شهبازی

قسمت دهم

قسمت قبلی اینجا

مدت زمان 86 دقیقه

@Khodshenasivo
@irajshahbazi
کانال عرفان و خودشناسی
3.5K viewsedited  17:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-04 20:30:14
3.2K views17:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-04 14:30:40 موسیقی بیکلام «همه اسب های زیبای کوچک» مناسب برای آرامش ذهن و روح

Dan Gibson's Solitudes
All The Pretty Little Horses
3.4K views11:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-04 08:30:37بیرون آمدن از زندان


ما هنوز دوران نوجوانی و آن ناامیدی های کودکانه مان را از یاد نبرده ایم. می خواستیم از دست پدر و مادرمـان فـرار کنیم و از زندان خانه و خانواده بگریزیم. شاید برخی از شما خوانندگان این کتاب، هنـوز دوران نوجوانی خود را سپری می کنید، اما بسیاری از آدم ها حتی در بزرگسالی هم احساس می کنند که می خواهند از موضوعی بگریزند. ما در کهنسالی هم می خواهیم مستقل باشيم. انگیزه رهایی، احساسی طبیعی ست، اما به راستی چه کسی سـد راه شما برای دست یابی به آزادی و استقلال شـده اسـت؟
با وجود ناعادلانـه بـودن اوضـاع بیـرون، احساس مورد ظلم و ستم قرار داشتن از خـود مـا آغـاز می شـود. ما برخی عقاید ناخوشایند را به خودمان نسبت می دهیم، به ترس هـای غیر منطقی مان می چسبیم و موقعیت های موهـوم اتفاقی را ایجاد می کنیم. ما به خودمان می گوییم که نمی توانیم، نبایـد یا حرف هایی از این دست. برای اوقات بسیار خوشی که داشته ایم، نوعی مجازات برای خودمان می طلبیم. خودمان را بـه خـاطـر زیر پا گذاشتن قوانین نانوشته، تنبیه می کنیم. ما حتـی بـرای عشق ورزی هـم خودمان را بـه پرداخت جریمه وامی داریم.
سـتـم وجـود دارد. زندانیان بسیاری در دنیا و پشت میله های زندان های واقعی به می برند، اما بسیاری از مردم، با داستان ها، ترس ها و باورهایی که آنها را به سوی ناامیدی می کشاند، بـه خـود ستم می کنند، چرا که عده بی شماری از مردم نمی خواهند آن باورهـا را رهـا سـازند. آن ها با صدایی که فقط خودشان می شنوند، بـه جـان خـود نـق می زنند. هیچ کس جز ستم شما نمی تواند بگوید که از خودتان چه می خواهید. هیچ کس جز خود شما به فکـر تنبيهتـان نیست. پس به خودتان گوش دهید، صدای خودتان را بشنوید که به دیگران می گویید نمی توانیـد ایـن کار را انجام دهید، نمی توانید آن غـذا را بخورید یـا شـما چنیـن آدمی نیستید. به افکارتان گوش دهید و بشنوید چگونه خودتان را بـا تنـدی و پرخاش می ترسانید. گاهی رفتارتـان شـمـا را بـه یاد پدر، مادر یا استاد ریاضی تان می اندازد. به احتمال زیاد، به شخصیتی که از خودتـان خـلـق کرده اید، تبديـل شـده اید؛ شخصیتی که شـمـا را بـه کنترل خودتان وامی دارد. شـمـا شـبيه « من » شـده اید.


دُن میگل روییز
سه پرسش
ص 91 و 92

@Khodshenasivo
عرفان و خودشناسی
4.0K viewsedited  05:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-04 08:30:36
3.4K views05:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-03 20:30:29 موسیقی بیکلام «کرونوس» مخصوص مدیتیشن و مراقبه

Mike Rowland & Christa Michell
Kronos
3.8K views17:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-03 20:30:29 شما به رابطه نیاز دارید، فقط برای آنکه نوعی حس کامل نبودن در درون شماست. اگر این حس را از بین ببرید و در درونتان به سطحی از آگاهی برسید که کاری با دیگران نداشته باشید، آنوقت همه می خواهد با شما باشند، چون نیاز شما از بین رفته است. این نکته ای بامزه در مورد زندگی اسـت. وقتی نیاز دارید هیچ کس نمی خواهد با شـما باشد، زمانی که نیاز ندارید، همه می خواهند با شما باشند. زنبورها فقط زمانی به سراغتان خواهند آمد که مثل گل بشکفید. اگر مثل گل شکفته نشــوید، زنبورها نخواهند آمد. اگر غنچه بسـته باشید و زنبورها را صدا کنید، باز هم آنها نخواهند آمد. وقتی هم که شکفته شوید، دیگر نیازی نیست آنها را صدا کنید، خودشان خواهند آمد.
بنابراین اگر می خواهید رابطه بی نظیری داشته باشید، سعی نکنید آن را اداره کنید. ببینید چگونه میتوانید سطح «جسمی، ذهنی، عاطفی، و نیروی خردتان» را ارتقا دهید. اگر خودتان را به شکل چشمگیری اصلاح کنید، همه دوسـت دارند با شما ارتباط برقرار کنند. اگر خودتان را اصـلاح نکنید و تلاش کنید همه چیز را اداره کنید، همه چیز سـخت و طاقت فرسـا می شود. انسانها باید همیشـه بر چگونگی بهتر شدن خودشان تمرکز کنند. فقط زمانی که درونتان را اصلاح کنید و بهتر شوید همه چیز به شکل طبیعی اداره می شود و کار، رابطه و هر چیز دیگری در زندگی در بهترین حالت خودش خواهد بود.


سادگورو
از اجبار به آگاهی
ص 13
4.1K views17:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-03 14:30:25
4.0K views11:30
باز کردن / نظر دهید
2023-07-03 10:21:32 شاد باشید
4.1K views07:21
باز کردن / نظر دهید
2023-06-06 20:30:14 ‌‌ فایل صوتی

تفاوت اندوه پشيماني و حسرت

استاد مصطفی ملکیان

مدت زمان 6 دقیقه

@Khodshenasivo
@Mostafamalekian
کانال عرفان و خودشناسی
855 viewsedited  17:30
باز کردن / نظر دهید
2023-06-06 20:30:11
846 views17:30
باز کردن / نظر دهید
2023-06-06 14:57:21 موسیقی بیکلام «نسیم مدیترانه ای» مخصوص مدیتیشن و مراقبه

Fridrik Karlsson
Mediterranean Breeze
1.7K views11:57
باز کردن / نظر دهید
2023-06-06 11:55:04 سلام دوستان عزیز

با عرض معذرت متاسفانه ربات کانال مشکل پیدا کرده فایل ها بهم خورده انشالله به زودی درست می کنم و فایل ها را برمی گردانم

سپاس از شما
2.3K viewsedited  08:55
باز کردن / نظر دهید
2023-06-06 08:30:05 ‌حکمرانی یا خدمت کردن؟


انسان ها حق انتخابی جز عمل کردن ندارند. ایـن ذات زندگی ماست. اما دو جایگزین در مقابل ما وجود دارد؛ آیا می خواهیم حکمرانی کنیم یا می خواهیم خدمت کنیم؟
منظورم خدمت کردن به روش خودآگاه و مقدس نما نیست. اینگونه خدمت کردن بیشتر ایگو را تشدید می کند تا هرچیز دیگری. وقتی می گویم خدمت، منظورم عمل غرق شدن است، نه پیروز شدن. هر انسانی می خواهد تأثیری بر دنیا بگذارد، اما اینکه چگونه این تأثیر را می گذارید، نکته ی قابل بحث است.
آیا گمان میکنید نمی توانید یک حاکم ستمگر باشید. بیشتر افراد می خواهند بر دنیا حکمرانی کنند. علت این است که آن ها تقریباً مطمئن هستند که در پایان فقط بر خانه خودشان حکمرانی خواهند کرد! شاید ظرفیت، شدت و تمرکز ضروری برای حکمرانی بر دنیا را نداشته باشند. اما در خفا آرزو می کنند ای کاش می توانستند!
آنچه یک حاکم مستبد را متفاوت می کند این است که خودانگاره ی او قدرتمند است. شاید قویاً باور داشته باشد قرار است بر دنیا حکمرانی کند که گاهی به حقیقت می پیوندد! این چیزی است که بسیاری از انسان ها هنوز برای خودشان کشف نکرده اند: اینکه اگر تمرکز ذهنی پیوسته ای در راستای یک خودانگاره خاص ایجاد کنند، به حقیقت می پیوندد.
با این حال، راه دیگری برای ایجاد آن وجود دارد. مستلزم درخواست هیچ چیز نیست یا حتی اندیشیدن به اینکه چه چیزی باید رخ بدهد. در اینجا، چیزها همانگونه که نیاز است، رخ می دهند. اینجا دوراندیشی، برنامه ریزی یا طرح ریزی نیاز نیست. وقتی این روش را در پیش گرفتید، تمام کاری که باید انجام دهید این است که با شدت زیاد عمل کنید، بدون یک لحظه تردید در تمرکز و عـزم و اراده. آنگاه روزی، به نقطه ای می رسید که هیچ عملی نیاز نیست. شما قادر به عمل هستید، اما مجبور نیستید. انتخاب میکنید درگیر زندگی شوید، اما دیگر شما را سردرگم نمیکند.
این نوع عمل کردن برای همه ممکن است. اما پیش از آنکه به این وضعیت برسید، به مقداری عمل آتشین نیاز است. افرادی که هرگز آتش به جانشان نیفتاده، هرگز خنکای آب را نمی دانند. افرادی که فقط به روش بی اشتیاق، مردد و آرام زندگی کرده اند، هرگز نمی توانند به نقطه ای از تحول برسند. آنهایی که هرگز عمل مشتاقانه را نمی دانستند، هرگز نمی توانند وارد بی عملی شوند. بی عملی آنها، سردی و خواب مرگ خواهد بود.


سادگورو
کارما
ص 146 و 147 و 148

@Khodshenasivo
عرفان و خودشناسی
2.9K views05:30
باز کردن / نظر دهید
2023-06-06 08:30:01
2.3K views05:30
باز کردن / نظر دهید
2023-06-05 23:05:14 موسیقی بیکلام «رقص سیلف های دوقلو» مخصوص آرامش روحی و روانی

Mike Rowland
Dance Of The Twin Sylphs
2.9K views20:05
باز کردن / نظر دهید
2023-06-05 23:05:00 وقتی به برگی نگاه می کنید، چـه طـور بـه آن نگاه می کنید؟ بی شک با چشم ها، ولی با ذهنتان هم به آن نگاه می کنید ـ ذهـنی کـه خـود از آن بـرگ خاطره ای دارد و آن خاطره نام مربوط به گیاه شناسی آن برگ است. پس هم با چشم هایتان به آن نگاه می کنید و هم به کمک خاطرات مربوط به آن درست است؟ یک روند دوگانه به جریان می افتد. هـم بـا چـشـم هـا و هـم از طـريـق خاطره، از طریق تصویر ذهنی ای که درباره ی آن برگ، همسرتان یا در مورد ابر دارید.
وقتی شما به همسرتان نگاه می کنید به او با تصویر ذهنی ای که طی سال ها به کمک خاطرات از مسائل جنسی، لذت، خشـم، غـرولند، کلمات غضب آلود و چیزهایی از این قبیل دارید نگاه می کنید. شما در مورد یکدیگر تصاویری ذهنی ساخته اید؛ واقعیت امر این است. بله، آن چه به هـم مـربوط است این دو تصویر ذهنی است و به همین علت شما هیچ ارتباط مستقیمی ندارید؛ بین شما نوعی جدایی وجود دارد ـ باید هم وجود داشته باشد ـ از این رو تعارض و نبود عشق پیدا می شود. تا زمانی که از این مکانیسم، از این ساختار و ماهیت تصویر ذهنی اطلاع نداشته باشید، هرگز از دام آن نمی رهید و همیشه در تعارض به سر خواهید برد


کریشنامورتی
دیدار با زندگی
ص 172 و 173
3.0K views20:05
باز کردن / نظر دهید
2023-06-05 14:30:18
3.6K views11:30
باز کردن / نظر دهید
2023-06-05 08:30:17
قلب انسانی که زندگی و همه هستی خویش را پیشکش بارگاه کبریایی می کند، آرامش دارد. چنین کسی به عنوان خدمت گزار خداوند و یک انسان، در تلاش است. او زنان و مردانی را نظاره می کند که در این دنیای حزن انگیز و از هم گسیخته رنج می برند و به همه آنها عشـق هدیه می دهد. کارهای روزانه نه تنها موجب غفلت او از خـدا نمی گردد، بلکه توسط پروردگار هدایت می شود. چنین کسی می گوید: «این من نیستم، بلکه «خداوند» هدایت کارهایم را بر عهده دارد.» در کار این انسان وارسته هیچ جبـر، اضطراب، هياهو، قیل و قال، شتاب، ناآرامی و نارضایتی ای وجود ندارد. او همچنان در آرامش است؛ آرامشی که شناخت را در پی دارد. او به همگان عشق می ورزد.


جی. پی. وسوانی
خدا با توست
ص 23 و 24
4.3K views05:30
باز کردن / نظر دهید