Get Mystery Box with random crypto!

You Are Society What you are, the world is. So your proble | Jiddu Krishnamurti

You Are Society

What you are, the world is. So your problem is the world’s problem. Surely, this is a simple and basic fact, is it not? In our relationship with the one or the many we seem somehow to overlook this point all the time. We want to bring about alteration through a system or through a revolution in ideas or values based on a system, forgetting that it is you and I who create society, who bring about confusion or order by the way in which we live. So we must begin near, that is we must concern ourselves with our daily existence, with our daily thoughts and feelings and actions which are revealed in the manner of earning our livelihood and in our relationship with ideas or beliefs. This is our daily existence, is it not? We are concerned with livelihood, getting jobs, earning money; we are concerned with the relationship with our family or with our neighbors, and we are concerned with ideas and with beliefs. Now, if you examine our occupation, it is fundamentally based on envy, it is not just a means of earning a livelihood. Society is so constructed that it is a process of constant conflict, constant becoming; it is based on greed, on envy, envy of your superior; the clerk wanting to become the manager, which shows that he is not just concerned with earning a livelihood, a means of subsistence, but with acquiring position and prestige. This attitude naturally creates havoc in society, in relationship, but if you and I were only concerned with livelihood we should find out the right means of earning it, a means not based on envy. Envy is one of the most destructive factors in relationship because envy indicates the desire for power, for position, and it ultimately leads to politics; both are closely related. The clerk, when he seeks to become a manager, becomes a factor in the creation of power-politics which produce war; so he is directly responsible for war.

آیا شما جامعه هستید؟

دنیا آن چیزی‌ست که شما هستید. پس مسائل شما مسائل دنیاست. مطمئناً، این واقعیتی ساده و اساسی است، اینطور نیست؟ به نظر می‌رسد که ما در روابطمان چه با یک نفر یا چند نفر، این نکته را نادیده می‌گیریم. ما می‌خواهیم از طریق سیستم، از طریق انقلاب در عقاید یا ارزش‌های یک سیستم، دگرگونی به وجود بیاوریم، در حالی که فراموش می‌کنیم که این شما و من هستیم که جامعه را ایجاد کرده‌ایم، که به وسیلۀ روشی که زندگی می‌کنیم سردرگمی یا نظم به بار آورده‌ایم. پس ما باید از نزدیک شروع کنیم، که یعنی ما باید توجهمان را به زندگی موجود روزانه‌مان بدهیم، به افکار و احساس‌ها و اعمالی که به شکل به دست آوردن معیشت و در رابطه‌مان با عقاید و ایده‌ها ظاهر می‌شوند. این وجود روزانۀ ماست، اینطور نیست؟ ما دغدغۀ امرار معاش، پیدا کردن شغل، و به دست آوردن پول را داریم. ما دغدغۀ رابطه با خانواده‌مان یا با همسایه‌مان را داریم، و ما دغدغۀ ایده‌ها و عقاید را داریم. حالا، اگر شما شغلتان را بررسی کنید، بر اساس حسادت است، شغلتان فقط وسیلۀ امرار معاش نیست. جامعه طوری ساخته شده که پروسه‌ای از تضاد دائمی، شدنِ دائمی است. جامعه بر مبنای طمع، حسادت، حسادت به برتر از شما، است؛ منشی می‌خواهد مدیر بشود، که این نشان می‌دهد که او فقط دغدغۀ به دست آوردن معیشت، یعنی وسیله‌ای برای امرار معاش، را ندارد، بلکه دغدغۀ کسب مقام و جایگاه را دارد. این نگرش طبیعتاً در جامعه، در رابطه، ویرانی ایجاد می‌کند، اما اگر شما و من فقط دغدغۀ معیشت را داشتیم روش درست به دست آوردن آن را هم پیدا می‌کردیم، روشی که بر اساس حسادت نیست. حسادت یکی از مخرب‌ترین عوامل رابطه است زیرا حسادت نشان‌دهندۀ میل قدرت و میل موقعیت است، و در نهایت منتهی به سیاست می‌شود؛ هر دو بسیار از نزدیک با هم مرتبطند. منشی، وقتی به دنبال مدیر شدن است، تبدیل به عاملی در خلق قدرت سیاسی می‌شود که جنگ را تولید می‌کند؛ پس او مستقیماً مسئول جنگ است.

از کتاب «به دنبال چه هستی؟»
جیدو کریشنامورتی

@Krishnamurti