دردهایم رفته بودند و من؛ جایی حوالی هیچستان گم شده بودم.. شاید | ف•

دردهایم رفته بودند و من؛ جایی حوالی هیچستان گم شده بودم..
شاید که اینجا پایان من است!
به زیبایی رقص یک رقاصه، نرم و سبک..
و زنی‌ با صدایی خندان در سرم زمزمه کرد:
- ناگهان خوابی مرا خواهد ربود..
من تهی خواهم شد از فریاد درد!

miracChnll | حوالی هیچستان
ف•

ف•

@miracchnll
5.59K مشترکین
نقل قول ها دسته‌بندی
founder of:. @Fargolsunknownbot